دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پدر.... دوست دارم باباجونم

1391/03/13 - 20:16 در دوره
2 ديدگاه
گل گندم

پدر...

پدر یعنی تکیه گاه...

یعنی کوهی استوار...

یعنی سراسر عشق...

پدر یعنی...

دستهای پینه بسته...

یعنی چشمهای سرخ از خستگی...

پدر یعنی خواندن نماز شب با قرائت و حزن زیبا...

پدر یعنی نگاه پر از آرامش...

پدر...

یعنی

تمام داشته های من...

پدر یعنی بهترین دوست و تکیه گاه من...

پدر یعنی آغوش پر از آرامش ...

پدر یعنی گوشی شنوا برای دردهای من...

پدر یعنی تنها کسی که حرفهای دلم رو بدون رودربایسی بهش میزنم...

پدر خوب و مهربونم...
خودت بهتر میدونی که چقدر دوستت دارم ...

میدونم لازم نیست بگم که همه ی اینها رو با اشک نوشتم چون به قول خودت تو قلبتم و از تپش قلبت حالمو میفهمی ...

لازم نیست بگم که حتی با شنیدن نامت احساس غرور میکنم...

لازم نیست بگم که همه جا سرمو بالا میگیرم و به داشتنت افتخار میکنم...

لازم نیست بگم که هیچ کس در قلبم جای تورو نمیگیره...

لازم نیست بگم که با بوئیدن و بوسیدن دستهات از اینکه اینقدر همیشه اذیتت کردم خجالت میکشم...

پدرم...

برای تمام لحظاتی که تکیه گاهم بودی ازت ممنونم و برای تو عمر با عزت و سرافرازی آرزو میکنم...

مثل همیشه میبوسمت و به داشتنت افتخار میکنم...

آرزو میکنم همیشه سایه ات بالای سرمون باشه و لحظه ای غم رو در چشمان مهربانت نبینم...

14 سال و 3 ماه و 18 روز و 12 ساعت و 9 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)