دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه روزی باید این دستم بشکنه ، شاید معلوم شه نمکاش کجان که همیشه بی نمکه : )

1391/03/16 - 14:28 در ســــجـــــی
8 ديدگاه
آناهیتا

همش به خاطر من...
چون من برات دیدگاه میذاشتم اونا...
نگران من شدی بعد اونوقت...

14 سال و 3 ماه و 19 روز و 16 ساعت و 32 دقيقه قبل
ســجـی

مامان آنا
گفتم که جهنم
خودت مهمی ، همین

پری سا آره
با غلغله کرد مغزم

14 سال و 3 ماه و 19 روز و 16 ساعت و 30 دقيقه قبل
آناهیتا


اینجا مخاطبم تو بودی...
و حالا باز هم به خاطرمن....

14 سال و 3 ماه و 19 روز و 16 ساعت و 27 دقيقه قبل
ســجـی

مهم نیست اصلا
کسی که من واسش مهم باشم همه جوره مهمم نه بعضی وقتا

14 سال و 3 ماه و 19 روز و 16 ساعت و 24 دقيقه قبل
آناهیتا

تو این مدتی که اینجا هستم تنها این چند روز تو پست ها مشخص بود نگران من بودی...این همه نگران همه بودی هیچوقت شاکی نبودم.خودم همه جوره نگران همه شدم.یادت میاد گفتم فلانی یه عکس گذاشته اگه فلانی ببینه داغون میشه؟همه جوره نگران بودم...
اما واقعا فهمیدم دستم نمک نداره...

14 سال و 3 ماه و 19 روز و 16 ساعت و 19 دقيقه قبل
ســجـی

آره تا الان نشده تو پستا نگرانت شم
کمترین خطابو در بین دوستام به تو زدم
اما باز همونجوری مهربون بودی چون منو میشناسی
نخواستم ظاهری نشون بدم همه چیزو

اما کلا به هر کی خوبی کنی اینجوری میشه

14 سال و 3 ماه و 19 روز و 16 ساعت و 15 دقيقه قبل
رضـــی

آنا جون روزی که این پست رو تو پروفت دیدم فهمیدم ولی به رو نیاوردم چون به من ربطی نداشت ...
ولی الان به حسام مطمئن شدم ...
دیگه هر جا میرم با دید باز پستا رو میخونم و میفهمم به چه کسایی هست ...
الانم قصدی واسه گذاشتن کامنت نداشتم ولی به خودم و دیدم مطمئن شدم

14 سال و 3 ماه و 17 روز و 19 ساعت و 44 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)