دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جنايات يهود: قربانی کردن و نسل کشی . . . (دیدگاه)

1391/03/29 - 17:57 در جنبش مصاف
5 ديدگاه
یک آقایِ مثلا نویسنده

يهود،مادامي كه خود را«ملت برگزيده خداوند»مي‏داند و بقيه را«حيوانات‏ انسان‏ نما»مي‏ بيند؛از ارتكاب هيچ جرم و جنايتي مضايقه نكرده و به هر عمل‏ ناشايست و خطرناكي دست مي‏ زنند؛ بنابراين نبايد تعجب كنيم كه دو عيدمقدس يهود،بدون تناول خون تمام نمي ‏شود.



1-عيد يوريم در مارس‏2-عيد فصح در آبريل.(1)



هر ساله افراد زيادي،قرباني اين دو عيد«مقدس»!!مي‏ شوند. براي نمونه به‏اين داستان توجه فرماييد2)



«به طوري كه همه روزنامه‏ ها نوشتند،روز چهارشنبه‏ سال 1840 م،كشيش ايتاليايي آقاي «اپ فرانسوا انطون توما» به اتفاق خدمتكار خود «ابراهيم» از خانه بيرون آمده و ناپديد مي‏ شوند». «پس از تحقيق و جست و جوي شديدي كه از طرف ملت و دولت شروع‏ شد،معلوم مي ‏شود كه كشيش بيچاره به دست يهودیان به قتل رسيده است.



«سليمان سر تراش كه يكي از متهمين بود،در اعترافات خويش چنين اظهارداشت:نيم ساعت از مغرب گذشته بود كه خدمتكار داود هراري داخل شده، درخواست كرد فورا خود را به خانه داود برسانم،من هم فورا خود را به منزل‏ داود رساندم،يوسف لينيوده خاخام موسي ابو العافيه ، خاخام موسي بخور يودا مسلونكي و داود هراري(صاحب خانه)جمع بودند،من به مجرد آن كه داخل‏ خانه شدم و كشيش«توما»را دست و پا بسته

ديدم ، فهميدم براي چه مرا احضاركردند.



خلاصه،پس از آن كه داخل شدم ، درهاي منزل را بسته ، طشت بزرگي حاضركرده و از من خواهش كردند كه او را بكشم؛ولي من امتناع كردم.



داود گفت:پس تو و بقيه،سرش را بر طشت نگاه داريد،تا ما كارش را يك‏ سره سازيم.در اين وقت كشيش را پيش آورده،محكم بر زمينش زده و بي آنكه قطره‏اي از خونش بر زمين بچكد، سرش را جدا كرديم.(همه خون در داخل تشت ریخت)



بعد جسد بي جانش را به انبار برده و با هيزم آتش زديم و سپس آن را قطعه‏ قطعه نموديم، و در كيسه‏ هاي بزرگي جاي داده و در نزدیکی صرافي، دفن نموديم.مأموريت‏مان كه تمام شد، به «ابراهيم» خادم كشيش وعده دادند كه اگر اين‏ سرّ را براي كسي فاش نكند، او را از مال خود داماد خواهند كرد.

14 سال و 3 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 11 دقيقه قبل
یک آقایِ مثلا نویسنده

بازپرس سؤال كرد:



-استخوان هايش را چه كرديد؟



با دسته هاونگ،خورد كرديم!



-سرش را چه كرديد؟



با دسته هاونگ،خورد كرديم!



-روده‏هايش را چه كرديد؟



آنها را قطعه قطعه كرده و در يكي از صرافي‏هاي نزديك دفن نموديم!



آنگاه بازپرس رو به«اسحاق هراري»كرده،سؤال كرد:



-آيا به اعترافات«سليمان»اعتراض داريد؟



آنچه«سليمان»مي‏گويد،صحيح است؛ولي شما نمي‏توانيد اين عمل را جرم حساب كنيد؛زيرا يكي از مراسم مذهبي ما در اين عيد استفاده از خون‏ انسان است.



-خون‏هاي كشيش را چه كرديد؟



در شيشه كرديم و به خاخام موسي ابوالعافيه داديم.



-شيشه سفيد بود يا سياه؟



سفيد بود.



-چه كسي شيشه را به خاخام تسليم داد؟



خاخام موسي سلونكي.



-در مراسم مذهبي شما در چه چيزي از خون استفاده مي‏ شود؟



در«خمير نان عيد».



-آيا همه يهود بايد از اين نان استفاده كنند؟



نه،ولي چنين ناني حتما بايد نزد خاخام بزرگ موجود باشد.(3)



باز در همين كتاب مي‏ نويسد:



«در روز عيد فصح در شهر(Valisob)واقع در شوروي كودك ده سال ه‏اي‏ ناپديد گشت و پس از يك هفته جست و جو،جسد بي جانش را در يكي از لجن‏زارهاي خارج شهر يافتند،و با آن كه آثار فرو بردن ميخ و سوزن،بر آن نمايان‏ بود؛ولي قطره‏اي خون بر لباس هايش وجود نداشت و چنانچه بعدا معلوم شد، جسد را بعد از قتل شسته بودند».

14 سال و 3 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 10 دقيقه قبل
یک آقایِ مثلا نویسنده

خانمي یهودی که در اين قصه متهم بود،در اعترافات خود چنين اظهار داشت:



ما از طرف يهود مأمور شديم كه اين كودك مسيحي را ربوده و در ساعت‏ معيني در منزل يكي از آنها حاضر كنيم.



هنگامي كه ما با اين كودك وارد منزل شديم،ديديم همه دور ميزي نشسته ومنتظر ما هستند.



طفل را روي ميز گذاشته و با قدري شكلات،بيسكويت وشيريني سر او را گرم كردند.



كودك بيچاره همين كه مشغول خوردن شد،يكي از آنها ميخ تيز و درازي را در رانش فرو برد.



صداي دل خراش كودك به گريه بلند شده،هراسان به يكي از آنها پناه برد،اوهم نامردي نكرد و با سوزن درازي كه در دست داشت كمرش را مجروح كرد،طفل با فريادي به سومي پناه برد، او هم سينه‏اش را سوراخ كرد و خلاصه آن قدرميخ و سوزن به تنش فرو كردند،كه همان‏جا ، جان سپرد. سپس خون‏هايش را در شيشه كرده و به خاخام بزرگ تسليم كردند.



در كتاب«من اثر النكبة»تأليف نمر الخطيب مي ‏نويسد:«در يكي از روزهاي‏گرم تابستان،يهود به يكي از خانه‏ هاي مسلمانان-در فلسطين-هجوم بردند،دختر بزرگ مي‏گويد:وقتي آنها در خانه ما را شكسته و وارد حياط شدند،من آن‏قدر وحشت كردم كه نزديك بود هلاك شوم،خواهر كوچكم به گوشه‏اي فرار كرد ، پدر و مادرم،بناي داد و فرياد را گذاشتند؛ اما چه سود؟



مردان وحشي و قسيّ القلب يهود،مادرم را گرفته و در موضع مخصوصش‏ چند شليك خالي كردند!



بعدا پدرم را با لگد و مشت و ته تفنگ كشته و ما رادست و پا بسته،كشان كشان از خانه بيرون آوردند.



وی مي‏ افزايد:من نمي‏دانم بر سر خواهرم چه آمد،اما مرا با يك عده مردان‏خشن يهودي،پشت يك كاميون سوار كردند و به نقطه نامعلومي بردند.در ميان راه خواستند با من عمل منافي عفت انجام دهند؛ ولي تا توانستم،ازخود دفاع كردم...، بالاخره به وسيله آمپول مرا بيهوش كردند.

14 سال و 3 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبل
یک آقایِ مثلا نویسنده

همين كه به هوش آمدم،حس كردم كه آبرويم ريخته شده است.اينك مرا به عنوان يك همخواب، در يكي از هتل‏ها،استخدام كرده‏اند!(4)



يكي ديگر از فجايع و جنايات يهود،كشتار بي‏رحمانه‏اي بود كه در دهكده‏«دير ياسين» واقع در سرزمين«اسرائيل»كردند:



«روز 19 آبريل سال 1948 م نزديك به ظهر،سربازان يهودي به اين دهكده‏ بي سلاح و از همه جا بي خبر هجوم آورده،اهالي را از زن و مرد ، بزرگ و كوچك، همه و همه را صف بسته،و هدف گلوله هاي ننگين خود قرار دادند.وپس از آن اجساد را قطعه قطعه نموده و حتي شكم زن‏هاي حامله را پاره كرده وبچه‏ هايي كه هنوز ديده به جهان نگشوده بودند،سر بريده و در ميان چاه به‏ اصطلاح گابي انداختند.



هنگامي كه نماينده صليب سرخ،آقاي دكتر لينر براي تحقيق رهسپار قريه‏ شد و آن دويست و پنجاه جسد را با آن وضع فجيع ديد،بي هوش شده و فورا قريه را ترك گفت.(5)



درست در همان روز پس از اتمام اين كشتار به قريه ناصر الدين نزدیک طبريا وقريه بلد الشيخ و سكرير و عليوط و شهر حيفا و طبريا هجوم آورده،و مانندهمين كشتار بي رحمانه را در آن جا تكرار كردند.(6)



جنايات يهودیان اسرائيلی و صهيونيست،امروزه بر كسي پوشيده نيست و هر روزه شاهد نمونه‏ هايي از قساوت و توحش آنها از طريق رسانه‏هاي گروهي‏ جهان هستيم. جنايات اخير آمريكا در افغانستان و عراق و قبلا در ايران يكي از فتنه‏ها و نمونه‏اي از فساد اسرائيل مي‏باشد كه از پشت پرده كاخ سفيد را ‏ اداره مي‏نمايد.

14 سال و 3 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبل
یک آقایِ مثلا نویسنده

کاری از گروه تحقیقات جنبش مصاف

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
پینوشت :

(1).«سير ريچارد بورتون»يهودي در كتاب خود«يهود..نور..اسلام»ص 81 مي‏ نويسد:

«تلمود مي‏گويد:ما را دو مناسبت خونين است كه در آنها يهود خداوند از ما راضي‏ مي‏ شود،يكي عيد خمير ممزوج به خوه و ديگري مراسم ختنه
كردن فرزندانمان!»

(2) پروتوکول دانشوران صهیون/ترجمه بهرام محسن پور/ص 11

(3).خطر اليهوديه العالمية،نقل از كتاب«الكنز المرصود في قواعد التلمود».

(4).نقل از كتاب«قصص من الحياة».

(5).اين ماجرا در راديوها جرايد و مجلات منتشر شد.

(6).تذكرة عودة تأليف ناصر الدين نشاشيبي،ص 25

14 سال و 3 ماه و 5 روز و 18 ساعت و 9 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)