دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

/ جوشوآ فریس/ علی فامیان

1391/04/03 - 11:46 در یک فنجان کتاب گرم
2 ديدگاه
باران بهاری

جوشوآ فریس، نویسنده 38 ساله آمریکایی است. آنگاه به پایان رسیدیم رتبه دوم از ده رمان برتر سال 2007 توسط مجله تایمز را به خود اختصاص داده است. همچنین از سوی مجله نیویورکر، لس آنجلس تایمز، سانفرانسیسکو کرونیل و ده ها نشریه معتبر دیگر تحسین شده و جایزه بنیاد همینگوی را نیز در سال 2007 از آن خود نموده است.
ماجرای کتاب در سال های 2001-1999 در یک شرکت تبلیغاتی واقع در شیکاگو اتفاق می‌افته. اول داستان همه چی آرومه و کارمندان چقدر خوشبختن! «عاشق نان شیرینی حلقوی رایگان شرکت بودیم. وقت و بی وقت شیرینی می خوردیم. گستردگی و کیفیت مزایای جانبی شغلمان خیره کننده بود».(ص 10) . با شروع سال 2001 و بحران اقتصادی و ورشکستگی تعدادی از شرکتها، اخراج کارکنان این شرکت تبلیغاتی هم آغاز میشه. «دوران تعدیل نیرو فرا رسید. چند روز دیرتر یا زودتر همه مان کارمان را از دست می‌دادیم»(ص 25).
خط اصلی داستان مربوط به تلاش کارمندان این شرکته که هر کاری از دستشون بر می‌آد میکنن تا مفید به نظر برسن و اخراج نشن.«همیشه با احتیاط به حرفهای همدیگر گوش می دادیم و آماده بودیم تا در صورت لزوم به سر میزهایمان برگردیم و خودمان را سرگرم کار نشان دهیم تا اخراج نشویم.» (ص 73) همین موضوع (استرس از دست دادن شغل) به اضافه مرگ فرزند ، طلاق همسر ، اقساط معوق بانکی و ... کارمندان این شرکت را تا مرز افسردگی یا حتی جنون پیش می بره.«یوپ گفت: حالم حسابی گرفته است. من یه آدم 48 ساله ام. حتی فتوشاپ بلد نیستم. بعضی وقتا برای باز کردن یک صفحه ویندوز کلی وقت صرف میکنم. من سن و سالی ازم گذشته . اگه اخراج بشم کی به من کار میده.»(ص 53) و یا «مارسیا ادامه داد: از وقتی تعدیل نیرو شروع شده من حتی یک فنجان قهوه با دلخوشی توی بوفه نخوردم. همه اش فکر می‌کنم الان یه نفر می‌آد و منو می بینه و به خودش میگه لابد کاری ندارم که دارم اینجوری قهوه می خورم»(ص355).

14 سال و 2 ماه و 29 روز و 17 ساعت و 43 دقيقه قبل
باران بهاری

از طرفی نویسنده کتاب اشاره های مستقیم و غیرمستقیم زیادی به مشکلات قدیمی کارمندان پشت میزنشین ، مثل افسردگی، روزمرگی و زندگی یکنواخت، انزوای کاری و وضعیت نابسامان اقتصادی داره که با توجه به استفاده از ضمیر اول شخص جمع، خواننده با شخصیت های کتاب همزاد پنداری می کنه. معرفی این کتابو با این جمله از مقدمه مترجم به پایان می رسونم: «این کتاب روایتی است تلخ و سرگرم کننده از پایان رویای آمریکایی. روایت آدم هایی که به هر دری می زنند تا بمانند اما بالاخره به پایان می رسند».
پ ن 1 : روایت داستان بصورت خطی و فاقد پیچیدگیه ولی تعداد شخصیت ها نسبتاً زیاده. ترجمه کتاب هم بسیار روان و خوش خوانه. در مورد خوندن کتاب یه نکته ای رو بگم. با توجه به اینکه این کتاب بیش از 400 صفحه است و در یک یا دو نشست نمیشه تمومش کرد و مثل خیلی از کتابهایی که شخصیت های پرتعدادی دارند ، ممکنه در 50-60 صفحه اول خواننده سردرگم بشه ، پیشنهاد میکنم به مرور که پیش میرین واسه هرکدوم از شخصیت های اصلی کتاب یه نیم خط توضیح در یه یادداشت واسه خودتون بنویسین تا خط داستان از دستتون خارج نشه.

14 سال و 2 ماه و 29 روز و 17 ساعت و 43 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)