دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باران گریه کوفتن آغاز کرده بود ... بر شیشه های پنجره ی دیدگان تو ... چون بغض در گلوی شب بی صدا شکست ... آمیخت سرگذشت من و داستان تو ... ! (نادرنادرپور)

1391/04/03 - 23:48 در بروبکس توییت
6 ديدگاه
یاس

آواتارتون مبارک علی بابای مهربون

14 سال و 2 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 16 دقيقه قبل
یاس

من همیشه فکر میکنم شما شبیه اواتارتون هستین از همین لباس بلندا میپوشین

14 سال و 2 ماه و 29 روز و 6 ساعت و 11 دقيقه قبل
✔ عـلـ[بابا]ــی

✔ دشمنانتان شرمنده ...

نوع آواتار و نام کاربری‌ام ... سمبلی است از آنچه همیشه در ذهن داشته‌ام !

14 سال و 2 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 48 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)