دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yase kabud
yase kabud
yase-kabud

ای کاش در این لحظه های نورانی روسیاهی روزگار زیر گامهایت روشن می شد ما همواره سرمست دیدار توایم به تو که می اندیشم از هر چه تردید و یاس و نومیدی است خالی می شوم و دلم چون پرنده ای رها شده از بند بال می گشاید و به سمت افق های روشن می رود از دیوارها هراسی ندارم یاد تو همه ی حصارها را فرو می پاشد تو که باشی دست هایمان مصمم تر از قبل می شود و زمستان را پس می زند با تو اجاق کلبه های دوستی همیشه روشن است این جمعه هم عبورت بر کوچه ها گذشت ما پنجره ها را گشوده بودیم چشم به راه ترانه ی بارانت در انتظار نگاهی که به سرسبزی دور دعوتمان کند ایستاده ایم پنجره ها را گشوده ایم اما چه سود که جز ابرهای تیره و خشک چیزی در چشم انداز نبود ای خیابان های نگران از هوای آلوده ی این روزها دستی به یاری مان تکان بده که نفس کشیدن آن هم به سلامت در این آلودگی بسی دشوار است ای آقای زمان می چرخیم ما و در این سرگیجه ی مدام به مرور دیوارهای بلند تن می دهیم ما را دریاب که دیری است به مرثیه ی خویش نشسته ایم و نامه های بی پاسخمان را ورق می زنیم

1391/04/11 - 22:39
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)