دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بیست و چند برگی ، برای بودنت التماس میکند /

16 ديدگاه
یـ ـک آدمـ ـ

بیست و چند برگی


در این اطاق نشسته بود .


هیچ روشنایی در آن نمی رویید .


خورشید خشک و داغ تر از قبل


پشت پرده هایی که سیاهی را به روی خود کشیده بودند ،


آرام گرفته بود .


دنیایم کوچک است


آنقدر که از بخواب رفتن ترس دارم


تا مبادا این دیوار ها ریزش کنند


آنگاه من در حسرت نبودنت تمام شوم .


یا آنقدر کوچک که در خلوت های خود


هر روز با کلیشه های خود برخورد می کنم .


حادثه یک به یک


همچون مرغان هراسان که به این سوی و آن سو می زنند ،


پیش رویَم ورق می خورند .


مهر می شوند بر پیشانی ام


و من می شوم یک نامه سر به مهر .


نر و ماده چشم هایت را در آغوش می کشم


بی حصار دیوانه می شوم دراین بومرنگ تنهایی .


در قعر سیاهی چشمانت از فرط دلتنگی میمرم


دیوار ها را خشت خشت از اسم تو خواهم ساخت


سقف ها را از دوریت طاق خواهم زد


تمام کنج ها را از قناسی تنت رخ خواهم داد


میبینی دنیایم را چقدر کوچک ساخته ام


تا یادت که خواهد پر زند


مرا لمس کند


که نگویند این دیوانه فراموش کار است .













پ . نون :

میان بودن و نبودنت تفاوت نون نیست

تفاوت

ناگفته های این روز هایم

و گفته های روز های دلنشین است



ح . ق یـ ـک آدمـ ـ

14 سال و 4 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 44 دقيقه قبل
گـلـپــری

میان بودن و نبودنت تفاوت نون نیست

تفاوت

ناگفته های این روز هایم

و گفته های روز های دلنشین است

-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-

بـــــــــســـــــــــــی قشنگ

تصویری رو هم که گذاشتی دوست دارم

14 سال و 4 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبل
یک آقایِ مثلا نویسنده

خیلی نوشته هاتو دوست دارم حمید جدی میگم.....عالیه به نظر من....عالی...

14 سال و 4 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 41 دقيقه قبل
یـ ـک آدمـ ـ

جان نظر ِ لطفت ِ عزیز

ممنونم دوستان که میخونید
خونده شدن حس شیرینی ِ

14 سال و 4 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 40 دقيقه قبل
فردایی دیگر

من با احساسم پا بند نمیکنم مخاطبمو ...من وقتی مینویسم مخاطبمو درگیر میکنم اقا حمید ..سبکامون خیلی فرق داره ولی من نوشته های شما رو دوست دارم ..خیلی دلم میخواد با اقای محمد امین حسینی اشنا میشدید ایشون نابغه ای هستن در این سبک شما..

14 سال و 4 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 39 دقيقه قبل
یـ ـک آدمـ ـ

من بدون سواد ادبی مینویسم
ما پیش ِ استادا ...

14 سال و 4 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 37 دقيقه قبل
فردایی دیگر

اقای حسینی سن زیادی ندارن ولی مبهوت میکنن ادمو یه سایت خاص داشتن دو بار [!] شده .

14 سال و 4 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 34 دقيقه قبل
فردایی دیگر

اینم بگم از دیدن شما خیلی خوشحالم باید بگم تا حالا قلم شعر و نثر شما رو خیلی دوست دارم حمید اقا ...کوتاه اومدم بودم سایت خوشحالم دیدمتون دوست خوب من.

14 سال و 4 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 32 دقيقه قبل
یـ ـک آدمـ ـ

امیدوارم زین پس هم خوشتون بیاد
البته اینا همش لطف ِ همیشگیتون ِ دوست من
ممنوم که میخونید من ُ

14 سال و 4 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 31 دقيقه قبل
فردایی دیگر

من دوست دارم قلم های جسور و شجاع رو ..قلمتون جسوره ...
میرم دیگه ..به امید دیداری دوباره دوستم ...خدانگه دارت.

14 سال و 4 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 28 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)