دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم ... همچو پروانه که می‌سوزم و در پروازم ... گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی ... ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم ... ! (سعدی)

1391/04/17 - 16:56 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

نه چنان معتقدم کم نظری سیر کند

یا چنان تشنه که جیحون بنشاند آزم

همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش

تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم

گر به آتش بریم صد ره و بیرون آری

زر نابم که همان باشم اگر بگدازم

گر تو آن جور پسندی که به سنگم بزنی

از من این جرم نیاید که خلاف آغازم

خدمتی لایقم از دست نیاید چه کنم

سر نه چیزیست که در پای عزیزان بازم

من خراباتیم و عاشق و دیوانه و مست

بیشتر زین چه حکایت بکند غمازم

ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب

که همه شب در چشمست به فکرت بازم

گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی

درد عشقست ندانم که چه درمان سازم

14 سال و 2 ماه و 16 روز و 4 ساعت و 59 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)