دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

[!] من تا اول دبیرستان از دایی مامانم میترسیدم شدید!آخه از بچگی هر شیطونی میکردم میگفتن دایی میاد آمپولت میزنه!15 سالگی طی یک مراسم با شکوه آشتی کردم باهاش

1391/04/19 - 16:27 در اعترافگاه
13 ديدگاه
ᵾ ₰ ᵿ ℓ

نه بیشتر بخاطر خاطرات فرار هام ازش خجالت میکشم

14 سال و 2 ماه و 10 روز و 17 ساعت و 57 دقيقه قبل
rEza

طرف ی جوری با حس میگه رها رهاست !
یا اون صحنه افتادم که حمید لولایی می گفت حیوون حیوونه

14 سال و 2 ماه و 10 روز و 17 ساعت و 49 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)