دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چند اين شب و خاموشي؟ وقت است كه برخيزم / وين آتش خندان را با صبح برانگيزم / گر سوختنم بايد افروختنم بايد / اي عشق بزن در من كز شعله نپرهيزم / ... ! [سایه]

1391/04/27 - 00:15 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

صد دشت شقايق چشم در خون دلم دارد
تا خود به كجا آخر با خاك در آميزم

چون كوه نشستم من با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخيزد آنگاه كه برخيزم

برخيزم و بگشايم بند از دل پر آتش
وين سيل گدازان را از سينه فروريزم

چون گريه گلو گيرد از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد در صاعقه آويزم

اي سايه! سحرخيزان دلواپس خورشيدند
زندان شب يلدا بگشايم و بگريزم

14 سال و 2 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 7 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)