دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بر تن خورشيد مي‌پيچد به ناز ... چادر نيلوفري رنگ غروب ... تک ‌‌درختي خشک در پهناي دشت ... تشنه مي‌ماند در اين تنگ غروب ... ! [فریدون مشیری]

1391/04/27 - 19:56 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

از كبود آسمان‌ها روشني
مي‌گريزد جانب آفاق دور

در افق، بر لاله ی سرخ شفق
مي‌چكد از ابرها باران نور

مي‌گشايد دود شب آغوش خويش
زندگي را تنگ مي‌گيرد به بر

باد وحشي مي‌دود در كوچه‌ها
تيرگي سر مي‌كشد از بام و در

شهر مي‌خوابد به لالاي سكوت
اختران نجواكنان بر بام شب

نرم‌نرمک باده ی مهتاب را
ماه مي‌ريزد دورن جام شب

نيمه شب ابري به پهناي سپهر
مي‌رسد از راه و مي‌تازد به ماه

جغد مي‌خندد به روي كاج پير
شاعري مي‌ماند و شامي سياه

در دل تاريك اين شب‌هاي سرد
اي اميد نااميدي‌هاي من

برق چشمان تو همچون آفتاب
مي‌درخشد بر رخ فرداي من

14 سال و 2 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 4 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)