دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هر خواب‌ ، پُر از کابوس‌ ، هر سفره‌ پُر از سُرمه‌ست‌ ! در این‌ شب‌ِ زنگاری‌ ، آیینه‌ شُدن‌ جُرم‌ است‌ !

1391/04/30 - 23:36 در یغما گلرویی
1 ديدگاه
آناهیتا

متواری‌

هر خواب‌ ، پُر از کابوس‌ ، هر سفره‌ پُر از سُرمه‌ست‌ !
در این‌ شب‌ِ زنگاری‌ ، آیینه‌ شُدن‌ جُرم‌ است‌ !
محکوم‌ِ تماشای‌ این‌ تعزیه‌بازاریم‌ !
همسایه‌ی‌ رؤیاها ! ما هر دو گرفتاریم‌ !
از گستره‌ی‌ اندوه‌ ، امکان‌ِ رهیدن‌ نیست‌ !
این‌ پُشته‌ی‌ خاکستر ، یادآورِ میهن‌ نیست‌ !
آزاده‌ترین‌ بَرده‌ ! دستان‌ِ مَرا دریاب‌ !
فانوس‌ شو تا از نو ، بیدار شَوَم‌ از خواب‌ !
تو آمدی‌ُ در شب‌ ، صد پنجره‌ پیدا شُد !
این‌ جوی‌ حقیر آخر ، هم‌صحبت‌ِ دریا شُد !
ما مرثیه‌ می‌خوانیم‌ ، بر خاطره‌ی‌ خورشید !
این‌ کهنه‌ عروس‌ آخر ، در قلعه‌ی‌ شب‌ تُرشید !
کو آینه‌یی‌ تا من‌ ، تقویم‌ ببینم‌ باز !
هَر حادثه‌ چینی‌ شُد ، بر چهره‌ی‌ بی‌آواز !
هَر بار که‌ نه‌ گفتیم‌ ، تعبیر به‌ آری‌ شُد !
فریادِ سکوت‌ِ ما ، در شب‌ متواری‌ شُد !
آزاده‌ترین‌ بَرده‌ ! دستان‌ِ مَرا دریاب‌ !
فانوس‌ شو تا از نو ، بیدار شَوَم‌ از خواب‌ !
تو آمدی‌ُ در شب‌ ، صد پنجره‌ پیدا شُد !
این‌ جوی‌ حقیر آخر ، هم‌صحبت‌ِ دریا شُد !

14 سال و 2 ماه و 3 روز و 17 ساعت و 59 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)