جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ آناهیتا تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
بروم صد پله پایین با دریا گریه كنم
14 سال و 1 ماه و 27 روز و 49 دقيقه قبلبروم صد پله تامروارید
دركنج یك صدف سرد
پروانه وار بی صدا گریه كنم
درغزلگردی های تو تا سمفونی آبی
سوگ مشكوك سازها را یكجا گریه كنم
درترسگاه زنده ی كف رنگ
همیشه فرصت یك سرخوشی كم است
همیشه فرصت نیست
فرصت هست
برای سربریدن فریاد اما فرصت هست
فرصت نیست
برای قتل عام نامبارك پس فردا، همیشه فرصت هست
فرصت نیست
دریا مرا بلد است
جای غروب خاطره را می داند
وقتی كه گریه مرا ازسر می گیرد
دریا ساكت می ماند
ومن بلند بلند ترك برمی دارم
دریا چه خوب شد كه مرا تر كردی
دریا چه خوب شد كه مرا باور كردی
هزار سال دلم میخواست بروم صدپله پایین
تنها گریه كنم
هزار سال دلم میخواست بروم صد پله پایین
تنها گریه كنم
قدغن
14 سال و 1 ماه و 27 روز و 49 دقيقه قبلآبی دریا ، قدغن
شوق تماشا ، قدغن
عشق دو ماهی ، قدغن
با هم و تنها ، قدغن
برای عشق تازه ،
اجازه بی اجازه...
پچ پچ و نجوا ، قدغن
رقص سایه ها ، قدغن
کشف بوسه ی بی هوا
به وقت رویا ، قدغن
برای خواب تازه ،
اجازه بی اجازه...
در این غربت خانگی
بگو هرچی باید بگی
غزل بگو به سادگی
بگو ، زنده باد زندگی
برای شعر تازه ،
اجازه بی اجازه...
از تو نوشتن ، قدغن
گلایه کردن ، قدغن
عطر خوش زن ، قدغن
تو قدغن ، من قدغن
برای روز تازه ،
اجازه بی اجازه..
مرا نترسان دوست
14 سال و 1 ماه و 27 روز و 48 دقيقه قبلمرا نترسان یار
مرا نترسان خوب
من از سرودن شعری بلند نمیترسم.
ـ بلند؟
یعنی کمند.
برای تو باید
دوباره شعری گفت.
مرا نترسان دوست
مرا نترسان یار
مرا نترسان خوب
که من نمیترسم.
من از سرودن منظومههای آتشرنگ
در برودت این شبگیر هراس ندارم
که رنگ گونهی تو:
ـ اتفاق رویش لاله است
بر تن این دشت.
با من بگو
که میشود آیا
از درگاه عشق
بیشعر تازهیی برگشت؟
دوباره مرکب
دوباره قلمدان،
دوباره رخت شاعریام را
بیار
ـ ای بیدار!
برای تو باید دوباره شعری گفت.
مرا نترسان یار،
که من نمیترسم.
آتن ـ بهار 1978
قدغن واقعن زیباست..من خیلی این اهنگشو دوست دارم
14 سال و 1 ماه و 27 روز و 47 دقيقه قبل