دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
لایک(26 کاربر) |
پیگیریکنندگان دیدگاه(مشاهده) |
شهرِ خواب
14 سال و 1 ماه و 26 روز و 3 ساعت و 54 دقيقه قبلتشنهها تو هُرمِ صحرای عطش خوابِ چشمهی زلالُ میبینن
اونا که سیبای سُرخُ میخورن ، خوابِ میوههای کالُ میبینن
آنتنِ زنگ زده روی پُشتِ بوم ، خوابِ پای یه کبوتر میبینه
هر کی بیشتر توی قصه میشکنه ، همیشه خوابای بهتر میبینه
اما من خوابِ تو رُ دیدمُ بَس ، خوابِ تو ای تو هوای هر نفس !
مثلِ اون عقابِ پیری که هنوز ، خوابِ پروازُ میبینه تو قفس !
خوابِ تو یه خوابِ نابِ تازه بود ، رؤیای پاکُ زلالِ مخملی
خوابِ هفتسالگیِ ستارهها ، فصلِ سرسبزِ کلاسِ اولی
آخ ! چه ساده همترانه میشدیم تو کلاسِ بی هراسِ لحظهها
آرزوها چه هماندازه بودن ، دنیا جا میشد میونِ مُشت ما
صدای خندههامون قَد میکشید ، وقتِ گرگمبههوا تو کوچهها
دستامون دوباره عادل میشةدن وقتِ قسمت شدنِ کلوچهها
کاش میشد همیشه بچگی کنیم کاش میشد دوباره همصدابشیم
خورشید از چهار طرف بتابه وُ ماها از سایههامون جدا بشیم
میدونم نمیشه اما چاره نیست ، وعدهگاهمون بازم خوابِ منه
توی آسمونِ تنهاییِ من ، همیشه خورشیدِ رؤیا روشنه
دوس دارم تو شهرِ خوابم بمونم،آخه سادهتر میشه ستاره چید !
میشه آوازِ زلالِ بودنُ از سکوتِ تُردِ لحظهها شنید !
اما باز صدای زنگِ زندهگی خوابُ از چشمای خستهم میگیره !
فصل ناتمومِ کودکیِ من ، تو دلم مثل یه فانوس میمیره !