دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اما ،اما من اين ميان ... دچار ِ نيش نيش ِ فکرهاي ِهست خود ... بر درون زبانه مي کشم به نيستن! ... فکر مي کنم به درد ،به زيستن ... ! [آرمان میرزانژاد]

1391/05/09 - 23:13 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

*
و چه تلخ نوش فرو کرد خواهد
در عروق زندگي
مرگ را - انسان بي خرد،
آنگاه که خود فريبي ِ بي تعمدش
دردهايش را بر هول گاه ِ بي فروغ ِ مرگ
طعنه بر "هيچ "
عمق مي افزايد
*

آنگاه ست که ديگر , اميد را بر زمين
انسان حقيقت سرا
روايت نخواهد کرد

آنجاست که دگر انسان را
حکايت قاطعانه اي ,
بيدار مي کند
از زمان نبودنش!
*
آن گاه ست که انسان
راستي را چون دروغ
از "داد خواهي" مفرطش
بي داد مي کند
جهان را به غفلتي غليظ
چون گيج گاه کور ِ تن خموده اي
بيمار مي کند!
*
اما اما
من اين ميان
دچار ِ نيش نيش ِ فکرهاي ِهست خود
بر درون زبانه مي کشم به نيستن!
فکر مي کنم به درد
به زيستن!
*
انسان ِ من
انسانِ قرن هاي دور دست را
به خواستگاه ِ غايتش, در خواست مي کند
عليل ِ بر قفس تکيده را
آزاد مي کند
آزادي را
آه...
آزادي را

آغاز مي کند

مرگ را
آباد مي کند...

14 سال و 1 ماه و 22 روز و 15 ساعت و 2 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)