دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هنگام گیرکردن در دستشویی چه می کنید؟! :::>

1391/05/14 - 16:04 در لطفا لبخند بزنید
33 ديدگاه
گـلـپــری

: گریه و زاری راه می اندازد ومادرش را صدا می زند!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 3 دقيقه قبل
گـلـپــری

70# (مذکر): سر جای قبلی خودش می نشیند. با آرامش آی فون را از جیب شلوار قرمزرنگش درمی آورد و آهنگ «نازنین ناز نکن درو رو کسی باز نکن ...» را گوش می دهد!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 2 دقيقه قبل
گـلـپــری

(مونث): سر جای قبلی خودش می نشیند. با آرامش آی فون را از کیف رنگی رنگی اش درمی آورد و اپلیکیشن تبدیل موبایل به آینه را فعال می کند. سپس با کمک آینه مشغول زیباسازی صورت خود می شود!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 2 دقيقه قبل
گـلـپــری

(مذکر): در فکر این است که آیا پدرش برای تنبیه، در را از پشت قفل کرده است؟! آیا نامزدش که نیم ساعت دیگر سر چهار راه انقلاب با هم قرار داشتند، رابطه اش را با او به هم می زند؟ آیا گشت ارشاد نامزدش را دستگیر می کند؟! آیا مادرش در مورد بویِ بدِ لباس هایش فکر بدی می کند؟! آیا در این لحظه دارند از او فیلم می گیرند تا علیه اش در دادگاه استفاده کنند؟ آیا زنده خواهد ماند؟! آیا ... در حالی که همینطور به فکرهایش ادامه می دهد، با نگرانی از جیب شلوار جین آبی رنگش، یک سکه در می آورد و با آن به درِ دستشویی می زند!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 2 دقيقه قبل
گـلـپــری

(مونث): در فکر این است که آیا پسرهای هم دانشگاهی اش با او شوخی کرده و در را از پشت قفل کرده اند؟ اگر خواستگارش این موضوع را بفهمد؟! اگر تا شب اینجا بماند و درِ خوابگاه بسته شود؟! اگر به خانواده اش در شهرستان اطلاع بدهند؟! اگر پدرش دیگر اجازه ادامه تحصیل به او ندهد؟! اگر او را مجبور کنند تا با پسرِ مش قاسم ازدواج کند؟! اگر از پسر مش قاسم بچه دار شود؟! اگر مجبور باشد تمام عمرش را خانه داری کند؟! اگر ... در حالی که برای سرنوشت شوم خودش گریه می کند از داخل کوله لپ تاپش یک آینه درمی آورد و ریمل های ریخته شده روی صورتش را پاک می کند!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 2 دقيقه قبل
گـلـپــری

(مذکر): یاد جوانی های خود می افتد که چقدر پر زور بود و می توانست در دستشویی را از جا بکند! از جیب شلوار پارچه ای خاکستری رنگش، یک ماژیک درمی آورد و روی در دستشویی یادگاری و شعر می نویسد!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبل
گـلـپــری

(مونث): به خودش تلقین می کند که برای رسیدن به آرمان های برابری حقوق زنان با مردان، باید این شرایط سخت را تحمل کند. در همین حال سعی می کند تصویر خودش را در کاشیِ سفید دستشویی ببیند و جوش سه روز مانده روی صورتش را منهدم کند!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبل
گـلـپــری

: سعی می کند با یک قاشق چایخوری دیوار دستشویی را خراب کند تا بتوان از مسیر فاضلاب فرار کند!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبل
گـلـپــری

: از وقت به دست آمده نهایت استفاده را می کند و از داخل تبلتش مشغول خواندنِ ایبوکِ «جامعه باز و دشمنان آن» (کارل پوپر) می شود!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت قبل
گـلـپــری

: شعر می سراید؛ «سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند / و با این بو اگر در پشت در مانند، درمانند!»

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت قبل
گـلـپــری

: در هر شرایطی به فرهنگ سازی فکر می کند. از داخل کلاسورش یک روان نویس مشکی درمی آورد و با خط نستعلیق روی در دستشویی می نویسد:

ای دوست، بعد از هر فشار و کِش مکش
لطفا سیفون بالای سرت را بکش

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 59 دقيقه قبل
گـلـپــری

: سیفون را می کشد و می گوید: «بیا اینم سیفون، حالا در رو باز کن بیام بیرون!»

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 59 دقيقه قبل
گـلـپــری

: سعی می کند با باز کردن لولای در، از دستشویی خارج شود.

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 58 دقيقه قبل
گـلـپــری

: از فرمول فشار (P=F/A) استفاده می کند. شیر آب را تا انتها باز می کند و مسیر آب را به طرف در خروجی می گیرد، سپس با کمک انگشت شستش، دهنهِ شلنگ را تنگ و تنگ تر می کند تا با کم شدن سطح (A) فشار افزایش یابد و بتواند در را سوراخ کند!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 58 دقيقه قبل
گـلـپــری

!: برق دستشویی را یک بار خاموش و روشن (ری استارت!) می کند، سپس دستگیره در را فشار می دهد تا ببیند آیا قفل در باز شده است یا نه؟!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 58 دقيقه قبل
گـلـپــری

: به نگهبان یک میلیارد رشوه می دهد تا در را برایش باز کند.

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 58 دقيقه قبل
گـلـپــری

: به مدمدوف زنگ می زند و گرای دستشویی را به او می دهد. بعد از چند دقیقه یک هلیکوپتر نظامی بر بالای دستشویی ظاهر می شود.کماندوها سقف دستشویی را به وسیله موشک آر پی جی منفجر می کنند و با کمک عملیات راپل، پوتین را از دستشویی به داخل هلیکوپتر می آورند! پوتین مدمدوف را بغل می کند و در گوش اومی گوید: «نشون دادی که لیاقت داری باز هم بعد از من رئیس جمهور بشی! دیگه داشتم خفه می شدم!»

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 57 دقيقه قبل
گـلـپــری

: به رئیس دفترش زنگ می زند تا از شهرداری به دلیل ترویج بی بند و باری، تجاوز به حریم خصوصی شهروندان، سوء استفاده از اموال عمومی، گران شدن سکه! افزایش بیکاری، مهاجرت پرستاران و ... شکایت کند!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 57 دقيقه قبل
گـلـپــری

: نوشته های رویِ در و دیوارِ دستشویی را می خواند و برخی از شماره ها را در موبایلش ذخیره می کند!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 57 دقيقه قبل
فـآطمه خـآنوم

ای دوست، بعد از هر فشار و کِش مکش
لطفا سیفون بالای سرت را بکش
همش باحاله اگه تموم نشده صب کنم

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 57 دقيقه قبل
گـلـپــری

: کمی در را فشار می دهد، در باز می شود، دستش را داخل روشویی می شورد، آبی به موهایش می زند و خارج می شود!

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 56 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)