دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز زل زد بهم و گفت : 1 دعا بخر / فقط یکی توروخدا ... اخم کردم ، با تلفن حرف میزدم . یهو نگاش کردم که میخواست بره . تلفنو قطع کزدم گفتم برگرد میخرم . خندید . خندیدنشو دوست داشتم ...

1391/05/15 - 23:32 در روزنوشت
1 ديدگاه
الهه

دوست داشتم باهاش حرف بزنم ... دوم راهنمائی بود / مدرسه ی اما رضا درس می خوند .

14 سال و 1 ماه و 18 روز و 12 ساعت و 52 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)