" آنه "تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟ وقتی روشنی چشمهایت ، در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود ... بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت ... از تنهایی معصومانه دستهایت ... آیا می دانی در هجوم درد ها و غم هایت ، و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت ... حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود ... ! " آنه" اکنون آمده ام تا دست هایت را ... به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری ... در آبی بیکران مهربانیها به پرواز درآوری ... و اینک" آنه" شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ... در انتظار توست ... !!
1391/05/19 - 21:24 در
حرف دل
آنه؟ تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟؟؟
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 5 ساعت و 47 دقيقه قبلاین متنو خیلی دوست دارم
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 5 ساعت و 33 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 5 ساعت و 32 دقيقه قبل