دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بار اولی که دیدمت داروخانه ها هنوز بدون نسخه هم قرص خواب می فروختند...بار اولی که دیدمت،شاعر نبودم ... حالا می توانم به تو فکر کنم بی آنکه بغض کنم یا عصبانی شوم بویت را روی پوستم جا گذاشته ای از خواب بیدار شدم در هیاهوی ثانیه های بی ساعت من و سایه ام صدایت می زنیم سیگاری روشن کردم ، کم کم عادت کردم پاسخی هرگز نخواهد بود باد وسوسه ی رفتن است ...

1391/05/25 - 12:54 در چهار راه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)