دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رستنی‌ها کم نیست، من و تو کم بودیم ... خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم ... !

1391/05/28 - 18:23 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

رستنی‌ها کم نیست، من و تو کم بودیم،
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم!

گفتنی‌‌ها کم نیست، من و تو کم گفتیم،
مثل هذیان دم مرگ، از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم.

دیدنی‌‌ها کم نیست، من و تو کم دیدیم،
بی‌سبب از پاییز جای‌ میلاد اقاقی‌ها را پرسیدیم.

چیدنی‌ها کم نیست، من و تو کم چیدیم،
وقت گل دادن عشق روی دار قالی‌،
بی‌سبب حتا پرتاب گل سرخی‌ را ترسیدیم.

خواندنی‌‌ها کم نیست، من و تو کم خواندیم،
من و تو ساده‌ترین شکل سرودن را در معبر باد با دهانی‌ بسته وا ماندیم

من و تو کم بودیم،
من و تو اما در میدان‌ها اینک اندازه‌ی ما می‌خوانیم!

ما به اندازه‌ی ما می‌بینیم!
ما به اندازه‌ی ما می‌چینیم!

ما به اندازه‌ی ما می‌گوییم!
ما به اندازه‌ی ما می‌روییم!

من و تو کم نه،
که باید شب بی‌‌رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم!

من وتوخم نه ودرهم نه وکم هم نه،
که می‌باید با هم باشیم!

من و تو حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم!
من و تو حق داریم که به اندازه‌ی ما هم شده با هم باشیم!

گفتنی‌‌ها کم نیست ... !

شهریار قنبری / 1357

14 سال و 1 ماه و 3 روز و 14 ساعت و 18 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)