مکالمه قرآني بين خدا و بنده . . گفتم: چقدر احساس تنهايي ميکنم! … . گفتي: … فَاِنّي قَريب؛ … من که نزديکم..... گفتم: تو هميشه نزديکي؛ من دورم … . کاش ميشد به تو نزديک شوم … . گفتي: … وَ اذکُر رَبَّکَ في نَفسِکَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الجَهرِِ مِنَ القَولِ بِالغُدُوِّ وَ الأَصالِ … .؛ … هر صبح و عصر، پروردگارت را پيش خودت، با خوف و تضرّع، و با صداي آهسته ياد کن … گفتم: اين هم توفيق ميخواهد!. گفتي: … ألا تحبّون ان يغفر الله لکم، … . دوست نداريد خدا ببخشدتان؟!گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشي … . گفتي: … و استغفروا ربّکم ثم توبوا اليه، … پس از خدا بخواهيد ببخشدتان و بعد توبه کنيد...گفتم: با اين همه گناه… ، آخه چيکار ميتونم بکنم؟!. گفتي: … الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده، … مگه نميدونيد خداست که توبه رو از بندههاش قبول ميکنه؟!....گفتم: ديگه روي توبه ندارم … . گفتي: … الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوب، … (ولي) خدا عزيزه و دانا، او آمرزندهي گناه هست و پذيرندهي توبه....
گفتم: با اين همه گناه، براي کدوم گناهم توبه کنم؟!.
14 سال و 26 روز و 6 ساعت و 53 دقيقه قبلگفتي: … انّ الله يغفر الذّنوب جميعا، … خدا همهي گناهان را ميبخشه.
گفتم: يعني بازم بيام؟!. بازم منو ميبخشي؟!.
گفتي: … و من يغفر الذّنوب الاّ الله، … به جز خدا کيه که گناهان رو ببخشه؟!
گفتم: نميدونم چرا هميشه در مقابل اين کلامت کم ميارم؟!. آتيشم ميزنه؛ ذوبم ميکنه؛ عاشق ميشم!. … توبه ميکنم … .
گفتي: … انّ الله يحبّ التّوابين و يحبّ المتطّهرين، … خدا هم توبه کنندهها و هم اون هايي را که پاک هستند رو، دوست داره.
ناخواسته گفتم: الهي و ربّي من لي غيرک.
14 سال و 26 روز و 6 ساعت و 51 دقيقه قبلگفتي: … ا ليس الله بکاف عبده، … خدا براي بندهاش کافي نيست؟!
گفتم: در برابر اين همه مهربونيت چيکار ميتونم بکنم؟!.
گفتي: … يا ايّها الّذين آمنوا اذکروا الله ذکرا کثيرا و سبّحوه بکرة و اصيلا هو الّذي يصلّي عليکم و ملائکته ليخرجکم من الظّلمت الي النّور و کان بالمؤمنين رحيما، … اي مؤمنين! خدا رو زياد ياد کنيد، و صبح و شب تسبيحش کنيد. او کسي هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت ميفرستن تا شما رو از تاريکيها به سوي روشنايي بيرون بيارن. خدا نسبت به مؤمنين مهربونه.