دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می آمدم که حال دل زار گویمت / اما مگر سرشک امان می دهد به من / چشمت به شرم و ناز ببندد لب نیاز / شوقت اگر هزار زبان می دهد به من / ... !

1391/06/04 - 23:40 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

دل می ستاند از من و جان می دهد به من
آرام جان و کام جهان می دهد به من

دیدار تو طلیعه ی صبح سعادت است
تا کی ز مهر طالع آن می دهد به من؟


دلداده ی غریبم و گمنام این دیار
زان یار دلنشین که نشان می دهد به من

جانا مراد بخت و جوانی وصال توست
کو جاودانه بخت جوان می دهد به من

می آمدم که حال دل زار گویمت
اما مگر سرشک امان می دهد به من

چشمت به شرم و ناز ببندد لب نیاز
شوقت اگر هزار زبان می دهد به من

آری سخن به شیوه ی چشم تو خوش ترست
مستی ببین که سحر بیان می دهد به من

افسرده بود سایه دلم بی هوای عشق
این بوی زلف کیست که جان می دهد به من ؟

هوشنگ ابتهاج

14 سال و 26 روز و 10 ساعت و 47 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)