دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شبی در کنج میخانه گرفتم تیغ بر دستم . بگفتم خالقا!!! یا رب!!! تو فکر کردی که من مستم؟

1391/06/27 - 18:27 در عاشقانه زیستن
1 ديدگاه
حسنا

شبی در کنج میخانه گرفتم تیغ بر دستم .
بگفتم خالقا یا رب تو فکر کردی که من مستم؟
کجایی تو؟
چه هستی تو؟
چه میخواهی تو از قلبم؟
...... تو از مستی چه میدانی؟
تو از قلبم چه میجویی؟
تو فرعون را خدا کردی !
توشیرین را ز فرهادش جدا کردی!
سپس گفتی مشو کافر!
مشوکافر !
به ناگه تیغ بران کشیدم بر کف دستم .
بگفتم خالقا یارب تو فکرکردی که من مستم ؟
من ابله !
من نادان !
من کودن !
نمیدانستم چه میگفتم .
تو بگذر ز ایرادم .
تومیدانی که من مستم...

14 سال و 9 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)