دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
لایک(15 کاربر) |
پیگیریکنندگان دیدگاه(مشاهده) |
«نشانی: کوچهی نسترن»
14 سال و 5 روز و 32 دقيقه قبلبه پرویز پرستویی
این حرفِ یه سربازه، از غربتِ یه سنگر
یه نامهی خونآلود، از جبههی خاکستر
با بوسه به دستای مادرش شروع میشه
میدونه که این سنگر فردا زیرِ آتیشه
میگه اسمِ اون کوچه اسمِ من نشه ـ مادر! ـ
اسمِ نسترن روشه، چه اسمی از این بهتر؟
نسترن رو میشناسی، اون دخترِ همسایهس
میخواستم عروست شه... اما بعدِ آتشبس
برقِ چشمِ اون اینجا، توی جبهه با من بود
اون دلیلِ جنگیدن، اون معنی میهن بود...
مادر! نکنه یک وقت خونِ منو بفروشن،
اونایی که بعد از من پوتینامو میپوشن
نگذاری که اسمِ من ابزارِ غضب باشه،
خونِ من و همرزمام بازیچهی شب باشه.
نگذاری که اسمِ من باطوم بشه تو پهلو،
یا تیرِ خلاصی شه تو صورتِ دانشجو
اونایی که اسمم رو با عربده میخونن،
از بغضِ شبِ حمله یک ذره نمیدونن.
اونا تو شبِ آتیش فکر ِجونشون بودن،
رنگِ سفرههاشون بود خونِ صدتا مثلِ من.
مادر! نذار اسمِ من اسمِ کوچهمون باشه،
وقتی عشق نمیتونه توی کوچه پیداشه.
وقتی عشق به شلاق و حبس و توبه محکومه،
ردِ پای بغضِ من روی نامه معلومه...
یادِ منو قایم کن تو اون دلِ پهناور
حتا عکسمو بردار از رو طاقچهمون! مادر... //