دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلم هوای آبادانو کـــــرده... خونه ی خاله و بندری درست کردنای عمو ... هم قدم شدن با طنین از در خونه تا تَلنجیـــــا... رفتن به اون کافه که کل خیابونو زیر پات میدیدی ... واسه پارک شاپور و اون موشک کاغذی کذایی ... واسه کادوسا و بیسیم چی ... واسه راه رفتنای بی هدفمون واسه هواهای ابریِ ابادان ....واسه اون بارونای عربیش ... واسه در مغازه ی عمو واستادن و بگو بخندامون.... واسه ضرب و تمپو زدن عمو و عربی رقصیدن خودمون ... واسه شاد بودنمون واسه دور هم بودنمون . امروز هوا ابری بود هوای دل منم ابری شد . دلم خیلی مامان بابامو خواست . دلم حرفای طنین و خواست دلم دس فرمون عمو رو خواست دلم بارون عربی میخواد !

1391/06/29 - 17:00
11 ديدگاه
سمیـــــــــــرا

آره سجاد بارون میگرفت تُند و پر شتاب بعد چون هوا پر از خاک بود بارون مثه اب گِل بود

13 سال و 11 ماه و 30 روز و 1 ساعت و 48 دقيقه قبل
سجاد

مگه الان کجایی!؟
... ما ک الان ازین بارونا هم داریم ... اما بارون عربی!
اسم جدید ..
: )

13 سال و 11 ماه و 30 روز و 1 ساعت و 45 دقيقه قبل
سجاد

چرااااااااا خوش به حالممممممممممم؟!

13 سال و 11 ماه و 29 روز و 17 ساعت و 57 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)