دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همیشه روزای تعطیلی همه میرفیتم خونه بابا بزرگم .....من و همه بچه های دیگه ی خاله ها و داییام..............ریشای بلند و سفیدی داشت..و چشمایی که همیشه میخندید .......پسرخالم بهش میگفت امام ...میگفت بابا بزرگ عین امامای توی کتابه که کلی سفیدن انقدر که صورتشون معلوم نیست ....چقدر قلبشو دوست دارم ...من اون قلبو برای خودم تو قلبم نگه داشتم ....

1391/07/09 - 17:19 در جوالدوز
7 ديدگاه
::..میــلـاد..::

من اون قلبو برای خودم تو قلبم نگه داشتم ....

اینو میشه بیشتر توضیح بدی؟

14 سال و 1 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 28 دقيقه قبل
فردایی دیگر

قلب بابا بزرگمو ...اخه دیگه مثلشو ندیدم ...برای خودم تو قلبم نگه ش داشتم که همیشه ببینم میشه یه ادم تا این حد زیبا انسان باشه ...قلب بی نظیری داشت ...دلم میخاد همیشه چنین باشم ...برای همین میگم برای خوم نگهش داشتم ..

14 سال و 1 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 26 دقيقه قبل
::..میــلـاد..::

آهان خدا بیامرزدش خدا با امام حسین همنشینش کنه

14 سال و 1 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 24 دقيقه قبل
فردایی دیگر

ممنونم هیچکس مهربان ..دوست خوبم ..همچنین رفتگان شما..

14 سال و 1 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 24 دقيقه قبل
در ب در

خدا بیامرزدشون روحشون شاد .

14 سال و 1 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 17 دقيقه قبل توسط موبایل
فردایی دیگر

ممنونم....همچنین رفته گان شما در به در ...

14 سال و 1 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 17 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)