دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اگر به آخر زندگیم میرسیدم و متوجه میشدم که هر روز زندگیم را با چشم دوختن به مردی گذرانده ام که هرگز به سراغم نخواهد آمد آنگاه چه میکردم ؟ چه افسوس غیرقابل تحملی میبود.اگر تشخیص میدادم که هیچگاه واقعا مزه ی چیزهایی را که خورده ام نفهمیده ام یا نقاطی را که بوده ام ندیده ام. چون به جز رئیس به هیچ چیز فکر نمیکردم. حتی وقتی که زندگیم داشت از دست میرفت و اگر فکرم را از او برمیگرداندم آن وقت زندگی چه میبود ؟ به رقاصه ای می ماندم که هر روز تمرین رقصی را میکرده که هرگز اجرا نخواهد کرد

1391/07/12 - 13:04 در از کتاب ... .
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)