دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پادشاهی درزمستان به یکی ازنگهبانان گفت:سردت نیست گفت:عادت دارم گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورندوفراموش کردصبح جنازه نگهبان راديدندكه روی دیوارنوشته بود:به سرما عادت داشتم اماوعده لباس گرمت مرا ویران کرد...باور کنین به تنهایی عادت داشتم وعدهاش بود که داغونم کرد

1391/07/13 - 19:01

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)