دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز رفتم .. اولین بار بود که تنها رفتم! .. دلم نمیخاس کسی باهام باشه میخاسم فقط خودم باشم ُ خودش .. اول از همه ازش تشکر کردم بخاطرِ اون مسئله و نذرمو ادا کردم بعدشم کلی التماس و دعا کردم .. بهش گفتم مثل همیشه که دستمونو گرفته و کمکمون کرده بازم کمک کنه و حواسش بهمون باشه .. [ جَوِ اونجا عجیب آرامش بخش بود .. اون نور سبز .. اون چراغا و در و دیوارش .. کلن همه چیش .. دلم میخاس ساعت ها اونجا بشینمو نِگاش کنم ] روز خوبی بود : )

1391/07/16 - 20:04
11 ديدگاه
مسیحا

آخ گفتی.من اون موقع که رفتم بچه بودم.نمی فهمیدم.

13 سال و 11 ماه و 12 روز و 7 ساعت و 30 دقيقه قبل
بـهـــار

ایشالا قسمتتون بشه به زودی : )

صفای خاصی داره... اتفاقن به همه ی دنبالریا دعا کردم : )

13 سال و 11 ماه و 12 روز و 7 ساعت و 29 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)