دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیروز یه پسره ترم اولی اومد از من و دوستم پرسید کلاسش کجاست (اونم معماری بود) بعد بهش جواب دادم و تشکر کرد و کنار ما منتظر دوستش موند... بعدش دیدم یه پسره که چند مرتبه اومده بود تو سالنمون و به من و دوستم تیکه انداخت باز اومد تو سالن بعدش... من: زهرا این پسره رشتش چیه اومده تو سالن ما پَلاس شده عوضی دوستم: نمیدونم کیه. چقدرم دهاتیه من: بیخیال بیا بریم تو کلاس ریختشو نبینم ... داشتیم میرفتیم تو کلاس دیدیم همون پسره رفت کنار اونی که ازمون پرسیده بود کلاسش کجاس یعنی دیگه مرده بودیم از خنده

1391/07/18 - 11:20
6 ديدگاه
♥هامون♥

من یه بار رفته بودم خونه خاله‌ام (تهران)واسه جشن نامزدی دختر خاله‌ام ..تو خونه شون بودم زنگ زدن منم آیفون رو زدم در باز شد ..از من پرسیدن کی‌ بود منم از پنجره نگاه کردم ..گفتم هیچی‌ یه پسره که یکم کچله ..هیچی‌ دیگه آقا داماد بود من تا به حال ندیده بودم ..اونا هم ناراحت شدن منم کلی‌ ضایع شدم

13 سال و 11 ماه و 18 روز و 11 ساعت و 21 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)