دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در گذر ها هیچکس از ما نپرسید چه بر سر مهتاب و پنجره آمد ؛ وقتی که پرنیان ِ لبـخند ِ چشمهامان دیگر تنها یک خاطره بود...

1391/08/18 - 14:44 در درد دل ..
1 ديدگاه
باران بهاری

روز اول سایه هامان شد پدید

در میان پنجره آوای دلها را شنید

روز دیگر دستها شد ناپدید

چشمها لبخند را دیگر ندید

روز بعدش سایه هامان میگریخت

ازمیان پنجره مهتاب ریخت

سایه ها دلهای ما را همچو باد

گم نموده در هجوم تند باد

13 سال و 10 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 47 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)