دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هـــــــای آسمان!

1391/08/18 - 19:02 در پاییز
1 ديدگاه
باران بهاری

برو بیایی راه انداخته ای

دستانم زیر رحمت قطراتت بی ذره ای کم و کاست عاری از گناه شده اند

اینبار راستش را بگو ...

اشک شوق است یا که؟

خلوتت را بر هم زدم تا بدانی چثه ای زیر این ابر های سهمگین در عین ازدحام این

زمهریر تنهای تنهاست

خوشا به حالت

این چنین باریدن...

کاش گریه های ما هم به سان روزگاران دور خالیمان می کرد

برق نگاهت ماهرانه کل زمین را هوشیار کرده

در این شب بارانی خوب فرزانگیت را به رخ کشیدی

پایین که بیایی برق نگاه مردم را خوشی ترجمه می کنی

مرددم خوشحالی یا که؟

دیگر از تو انتظار تظاهر نداشتم

می دانستم تو هم گریه ات می کرد ولی...

کاش نمی باریدی

دلگیر مشو

آخر می دانی گوشه ای از این زمین پر گسل لرزیده است

خواهرم برادرم بی خانمان شده اند

نمی دانم به چشمانت حق گریه دهم یا نه؟

نمی دانم...

تو که باریدی حتما فکر پارگی کفش های پسرک 10ساله بوده ای

شاید خودت کلاه دختر بچه ی روستایی را بافته ای

شاید که...

نمی دانم

مرددم

خوشحالی یا که؟

13 سال و 10 ماه و 13 روز و 20 ساعت و 8 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)