دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ای یاد دور دست! که دل می بری هنوز / چون آتش نهفته به خاکستری هنوز / هر چند خط کشیده بر آیینه ات ، زمان / در چشمم از تمامی خوبان سری هنوز ... !/

1391/08/19 - 13:10 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

سودای دلنشین نخستین و آخرین
عمرم گذشته است و توام در سری هنوز

ای چلچراغ کهنه که ز آن سوی سالها
از هر چراغ تازه، فروزان تری هنوز

بالین و بسترم همه از گل بپا کنی
شب بر حریم خوابم اگر بگذری هنوز


ای نازنین درخت نخستین گناه من!
از میوه های وسوسه، بارآوری هنوز

آن سیب های راه، به پرهیز بسته را
در سایه سار زلف، تو می پروری هنوز


وآن سفره ی شبانه ی نان و شراب را
بر میزهای خواب، تو می گستری هنوز

با جرعه ای ز بوی تو از خویش می روم
آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز

حسین منزوی

13 سال و 10 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 58 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)