دیشب ز باد یادت چون ابر گریه کردم صبرم به آخر آمد بی صبر گریه کردم /دیشب ز سیل یادت بغضم شکست آری با خود ببرد صبر و امید و بردباری/ با خیل خاطراتت شب را به صبح بردم تک تک مرور کردم در خاطرم سپردم /قلبم کویر غم بود غمگین ز هجر یاران چشمم همی ببارید چون ابر در بهاران/ ای کاش اشک می ریخت بر این کویر سوزان اما به گونه می ریخت ، بر آتش فروزان/ چون دیشبم دوباره ، آری گمان امشب گریان دوباره تا صبح بیدار مانم امشب /حرف و حدیثهایت طنز و کنایه هایت در یاد دوستانت مانند تا نهایت /جسمت چو بین ما نیست روحت همین حوالیست یادت همیشه با ماست جایت همیشه خالیست. @نرگس (روحت شاد)
@( غریب )به احترام نرگس ..
13 سال و 10 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 48 دقيقه قبل