دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نفرین ابد بر تو و آن ساقی چشمت ُدُردی ِکش میخانه تزویر و ریا بود پروده مریم هم اگر چشم تو می دید عیسیِ دگر می شد و غافل ز خدا بود نفرین ابد بر تو که این شمع سحر را در رهگذر باد رها کردی و رفتی این بود وفا داری و این بود محبت؟ ای کاش نخستین سخنت رنگ هوس داشت دیوانه برو ورنه چنان سخت ببوسم لبهای تو می ریخته را کز سخن افتی من عاشق احساس پر از آتش خویشم خاکستر سردی چو تو با ما چه نشیند باید تو زمن دور شوی تا که جهانی این آتش پنهان شده را باز ببیند

1391/08/23 - 19:23
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)