دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از صب پاشو کرده بود تو یه کفش که میخوام مامان ... مامان ... مامان... ... مامان.... شیرینی کیشمیشی ... اونقدر گفت که مامان مجبور شد دستای کوچولوشو بگیرهو ببردش قنادی ... تا رسیدن خونه شیرینی هارو تو بشقاب گذاشت جلوش ... شروع کرد به خرد کردن شیرینی ها و سوا کردن و خوردن کیشمیش ها ... مادر مستاصل گفت : اگه کشمش میخواستی که تو خونه داشتیم ؟ گفت : این کیشمیشاش خوشمزه تره ...

1391/08/29 - 13:12 در مادر...

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)