دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پایی که برنیارد روزی به سنگ عشقی / گوییم جان ندارد یا دل نمی‌سپارد / مشغول عشق جانان گر عاشقی ست صادق / در روز تیرباران باید که سر نخارد ... !/

1391/08/30 - 17:48 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ؟
ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

ای بوی آشنایی دانستم از کجایی
پیغام وصل جانان پیوند روح دارد



سودای عشق پختن عقلم نمی‌پسندد
فرمان عقل بردن عشقم نمی‌گذارد

باشد که خود به رحمت یاد آورند ما را
ور نه کدام قاصد پیغام ما گذارد؟

هم عارفان عاشق دانند حال مسکین
گر عارفی بنالد یا عاشقی بزارد

زهرم چو نوشدارو از دست یار شیرین
بر دل خوشست نوشم بی او نمی‌گوارد

پایی که برنیارد روزی به سنگ عشقی
گوییم جان ندارد یا دل نمی‌سپارد

مشغول عشق جانان گر عاشقی ست صادق
در روز تیرباران باید که سر نخارد

بی‌حاصل است یارا اوقات زندگانی
الا دمی که یاری با همدمی برآرد


دانی چرا نشیند «سعدی» به کنج خلوت ؟
کز دست خوبرویان بیرون شدن نیارد

سعدی

13 سال و 9 ماه و 29 روز و 22 ساعت و 16 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)