دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

amir
amir
amir67

روز عاشورا......اسب بی سوار باز می گردد ...چرا که حسین در گودل قتلگاه......در خون دست و پا می زند ..........و با چشمانی نیمه باز نگاه بخ خیمه زینب دارد تا خواهرش را نا نجیبان عالم با تازیانه بدرقه نکنند......نگاهش به دخترش رقیه است تا مبادا گوشواره هایش را از گوشش بکشند..................

1391/09/03 - 11:22 در ختم قرآن
1 ديدگاه
amir

و اینك میدانی دوباره، اینك 72 یار و هزاران دشمن كینه‏توزی كه رحم و مروّت را از ازل نیاموخته‏اند. اینك عاشورا كه هر چه از آن بگوییم كم گفته‏ایم، از برخوردهای جلاّدانه سپاه عمر بن سعد، یا عنایات و الطاف سیدالشهداء علیه‏السلام .
سردارانی، سپاه عظیمی را به سوی جهنم رهبری مي‏كردند و امام معصومی لشكر كم تعداد خود را به بهشت بشارت مي‏داد... و سرانجام شهادت، خون، نیزه، عطش و اطفال، تازیانه و سرهای بریده، آه از اسارت و شام، آه از خرابه و...

تا به قتلت عدو شتاب گرفت چرخ را سخت اضطراب گرفت
ریخت خون مقدّست به زمین آسمان زاشك آب گرفت
ابر خون ماه عارضت پوشاند همه گفتند آفتاب گرفت
ناله مصطفی به گوش رسید موج خون زچشم بوتراب گرفت
شد سیه رنگ آسمان از خشم كه زخونت زمین خضاب گرفت
آن تن پاره پاره را دربر گه سكینه گهی رباب گرفت
شست زینب زاشك جسمت را بلكه از چشم خود گلاب گرفت
بر تن پاره پاره داد سلام زآن بریده ‏گلو جواب گرفت
هردم از زخم بي‏حساب تَنَتْ خم شد و بوسه بي‏حساب گرفت(29)

13 سال و 9 ماه و 29 روز و 21 ساعت و 55 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)