دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آخر اي دوست نخواهي پرسيد که دل از دوري رويت چه کشيد سوخت در آتش و خاکستر شد وعده هاي تو به دادش نرسيد داغ ماتم شد و بر سينه نشست اشک حسرت شد و بر خاک چکيد آن همه عهد فراموشت شد؟ چشم من روشن روي تو سپيد. جان به لب آمده در ظلمت غم کي به دادم رسي اي صبح اميد؟ آخر اين عشق مرا خواهد کشت عاقبت داغ مرا خواهي ديد دل پر درد مشیری مشکن که خدا بر تو نخواهد بخشيد

1391/09/21 - 20:50 در Im in love
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)