دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من تو اون رنگ چشات ...هیبت دنیارو دیدم...

1391/09/22 - 23:51
1 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

در نبودنت ذره ذره آب می شوم ...

همانند شمعی که در فراق پروانه می سوزد ...

حالا تنهایم ...

تنهای تنها ...

بدون هم درد ...

بدون سنگ صبور ...

اما باز هم عاشقانه صدایت می زنم ...

هر لحظه صدایت را می شنوم ...

هر لحظه تو را می بینم ...

در خواب

در خیال

در بیداری

وقتی به تو فکر میکنم ، بی اختیار اشکهایم سرازیر می شوند ...

با این اشکها دریاچه ای درست میشود به پهنای یک اقیانوس ...

اسمش را دلتنگی می گذارم چون پر از درد دلتنگیست ...

می دانم که می آیی و تو را خواهم دید ...

پس بیا ...

بیا در کنار دریاچه دلتنگی ...

زیر درخت انتظار ...

ساعت یک قدم مانده به مرگ ...

منتظرت هستم ...

آهای غریبه ، می خواهم سر به بالینت بگذارم ...

13 سال و 9 ماه و 13 روز و 11 ساعت و 29 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)