دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حکایت من حکایت کسی است که... عاشق دریا بود ولی قایق نداشت دلباخته سفر بود ولی همسفر نداشت زخم داشت و ننالید گریه کرد اما اشک نریخت حکایت من مثل پرنده ایست که... دلش هوای آسمان داشت ودر بند صیاد گرفتار بود حکایت من حکایت کسی است که... پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنود حکایت من حکایت دلی است که پر از امید و وفاست اما حکایت تو.... حکایت تو حکایت نا مهربانی هاست.. که آمدی...دل بردی...عادت دادی و.... ورفتی....

1391/09/24 - 22:53 در Im in love
6 ديدگاه
از یاد رفته...

ببخشید
بیا تا با بشکاف برات بازش کن
هلیا خانمی نبینم دلت گرفته بشه

13 سال و 9 ماه و 7 روز و 18 ساعت قبل
هلیا

اره بازش کن...............
ولی خب گرفته هس دیگه...

13 سال و 9 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 59 دقيقه قبل
از یاد رفته...

یعنی با بشکاف باز نمیشه
پس اشکال نداره بیا بریم عین مال خودم بدم برات عوضش کنن و از ادامس درستش کنن که دیگه تنگ و گرفته نشه

13 سال و 9 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 57 دقيقه قبل
از یاد رفته...

اره میشه
چرا نمیشه
کی گفته نمیشه
خیلی خوبم میشه

13 سال و 9 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 49 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)