دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم ... باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی / عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت ... همه سهل است، تحمل نکنم بار جدایی ... !/

1391/09/27 - 15:20 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی!!


آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد که سِری ست خدایی

پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند
تو بزرگی و در آیینه ی کوچک ننمایی


حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان
این توانم که بیایم به محلت به گدایی

عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی

روز صحرا و سماع است و لب جوی و تماشا
در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی


شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن
تا كه همسایه نگوید که تو در خانه ی مایی


«سعدی» آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد
که بدانست که دربند تو خوشتر که رهایی

خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

سعدی

13 سال و 9 ماه و 2 روز و 20 ساعت و 45 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)