دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قربون همه بسیجیان مخلص و با صفا ...

1391/09/28 - 13:21 در دارالشهدا
1 ديدگاه
امیرحسیــن :-)

اما حاجی من بارها شاهد بودم که با سرعت از کنار ما رد میشی اصلا مارو تحویل
نمی گیری حاجی، حاجی بخدا ما خیلی دل مان میاد. حاج همت این ها را که از امیر عقیلی شنید،

دستی به سر امیر کشید و خندید و گفت: اصل ماجرا این است که از کنار پاسگاه های شما که رد

می شوم، این دژبان های شما هر کدام چند ماه آموزش تخصصی می بینند که اگر یک ماشین از دژبانی

ارتشی ها رد شد، مشکوک بشوند؛ از دور بهش علامت میدهند، آرو آروم دست تکان میدهند، اگه طرف

سرعتش زیاد بشه، اول علامت خطر میدهند،بعد ایست میدهند، بعد تیر هوائی میزنند، آخر کار آگر

خواست بدون توجه دژبانی رد بشود. به لاستیک ماشین تیر میزنند. ولی این بسیجی های که تو میگی،

من یک کیلومتر مانده من بهشان مرتب چراغ میدم، سرعتم رو کم میکنم، هنوز بیست متر مانده پیاده

می شوم و یک دستی تکان میدهم

و دوباره می خندم و سوا می شوم و باز آرام از کنارشان رد می شوم.

آخر این بسیجی ها مشکوک بشوند.
اول رگبار می بندند.
تازه یادشان میاد که باید ایست بدهند.
یک خشاب و خالی می کنند، بابای صاحب بچه را در می آورند بعد چند تا تیر هوائی شلیک
می کنند و آخر که فاتحه طرف خوانده شد، داد می زنند ایست.
این را که حاجی گفت: بمب خنده بود که توی قرارگاه منفجر شد. حالا نخند کی بخند.....

13 سال و 9 ماه و 4 روز و 5 ساعت و 16 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)