جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ آناهیتا تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
زمستون !
13 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 44 دقيقه قبلترانه ای آشنا برای مخاطبین موسیقی ایران ... اثری که دارای قدمتی چند ده ساله ست و شاید به نوعی بشه اون رو جزو اولین جاودانه های موسیقی پاپ ایران دانست ... موسیقی پاپ ی که برخلاف فضای این سالها ، در آن دوران ، قوی ترین سالهای حیات خودش رو زیر نظر اسطوره های موسیقی سرزمینمون سپری می کرد ...
"حسین آهنیان مقدم" معروف به "افشین مقدم" جوانی خوش سیما با صدایی زیبا و کاراکتری دوس داشتنی بود که در آن سالها خیلی زود توانست جایگاه خوبی در بازار موسیقی کسب کند ... فعالیتهای آن روزهای افشین مقدم به خواندن آثار شخصی اش محدود نمی شد و در آن سالها ترانه های مختلفی با اعضای دیگر گروه 6/8 مانند اونیک ، ماسیس ، ناصر ، کیوان و داریوش اجرا کرد که خصوصا به دلیل رفاقتی که بین کیوان ، داریوش و افشین وجود داشت آثار زیادی در این مثلث خلق شد ... اما بی شک مطرح ترین اثر افشین مقدم ترانه ای نبود جز ، "زمستون" ... زمستون ی که در ابتدا از یک تک آهنگ شروع شد و در نهایت به مجموعه ی زمستون ختم شد ...
زمستون اولین بار با اجرای افشین مقدم ، ملودی سیاوش قمیشی ، ترانه ی سعید دبیری و تنظیم واروژان از مطرح ترین آثار زمان خود شد ... در مجموعه ی زمستون که بعدها منتشر شد این ملودی با ترانه ای متفاوت با عنوان "گذشته" و با تنظیمی از "ناصر آهنین مقدم" و ترانه ای از سعید دبیری مجددا اجرا و ضبط شد ... افشین مقدم در سال 1355 و در سن 31 سالگی و یک سال پس از انتشار آلبوم موفق زمستون در 40 کیلومتری آمل و در یک سانحه ی رانندگی و پیش از رسیدن به بیمارستان ، درگذشت ... در مراسم چهلم این هنرمند کیوان ، رفیق شفیق او به کمک "ناصر چشم آذر" و "امیر خسته" ، ملودی زمستون رو با شعری از "امیر خسته" مجددا تنظیم و اجرا کردند ... ترانه ای با تم ملودی زمستون که "گل افشین" نام گرفت ... از آن پس این ترانه بارها و بارها و بارها توسط هنرمندان مختلف و در آلبومهای مختلف بصورت رسمی و غیر رسمی اجرا و منتشر شد ...
بی شک هیچ ترانه ای در تاریخ موسیقی ایران بیشتر از ترانه ی زمستون توسط افراد مختلف کاور ، بازسازی و اجرا نشده ... این اثر با بیش از 14 اجرای رسمی و یک تنظیم مجدد بر روی آهنگ آن ، در آلبوم "ستاره های سربی" از "ابی" ، تاکنون بیشترین تعداد اجرای یک ترانه را در موسیقی ایران زمین داشته است ... اجراهایی ...
13 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 43 دقيقه قبلبا صدای هنرمندانی چون :
افشین مقدم ، کیوان ، محمود وصفی ، فرزین ، طوفان ، فیروزه ، شیلا ، علی دانیال ، هادی ، سامیار ، پوژنگ پروازی ، منصور خاکپور و ...
و با تنظیم های مختلفی از :
واروژان ، ناصر چشم آذر ، استیو مک کرام ، ناصر آهنین مقدم ، طوفان ، اریک ، مسعود فیاض زاده ، رامون ، سامیار و ...
"حسین آهنیان مقدم" مشهور به "افشین مقدم" خواننده پاپ قبل از انقلاب که همگان او را با ترانه های ماندگاری همچون "زمستون"،"جای تو خالی"،"آخرین طبیب"،"مسافر" و... می شناسند در ۸ مهرماه ۱۳۲۴ بدنیا آمد و کارش را در "واريته" ودر برنامه "شش و هشت" سال۱۳۴۸با داريوش اقبالی و کيوان و اونيک و... شروع کرد.تمامی آهنگسازی این مجموعه به عهده پرویز مقصدی آهنگساز برجسته ایرانی بود.بعدها داریوش و کیوان از او جدا شدند و به تنهایی ادامه فعالیت دادند.افشین خيلي زود با اجراي ترانه هايي مانند شيطنت.عاشقانه.زمستون.ميترسم.و...به دليل چهره جذاب و صداي گرمش مورد استقبال جوانان قرار گرفت بطوری که در سه سال خوانندگی دو بار بعنوان بهترین خواننده جوان سال ایران انتخاب شد.آلبوم "زمستون" که قویا باعث شهرت او شد در سال ۱۳۵۱ با ۱۸ ترانه عرضه شد.
13 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 43 دقيقه قبلهمسر افشین، ستاره سابق سینمای که ایران " آرزو" بود که از وی دختری به نام"مریم" دارد.پس از طلاق، افشین با دختری ۱۹ ساله به نام "منیژه" رابطه داشت که در زمان مرگ افشین،از وی دختر دیگری به نام"مینو" داشت که تنها بیست روزش بود.
13 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 42 دقيقه قبلافشین در ساعتهای اولیه صبح روز جمعه اول مردادماه ۱۳۵۵ در یک حادثه رانندگی در جاده هراز جان خود را از دست داد.پیکر او در بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد.
13 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 42 دقيقه قبلاما جزئیات این حادثه رانندگی را در زیر بخوانید:
13 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 42 دقيقه قبلهمراهان او در اتومبیلش رضا کیکاسری(فلوت زن ارکستر افشین) و دو دوست صمیمی او یعنی بهروز برزگر و محمد شاه نوری بودند که جزئیات حادثه از زبان همراهان افشین به نقل از مجله جوانان امروز آن زمان خواندنی است :
رضا کیکاسری:"حدود ساعت یک نیمه شب بود که تصمیم گرفتیم به شمال برویم . مقصد ما بیشه کلا بود . قرار بود میهمان یکی از رفقا باشیم . افشین رانندگی می کرد . حدود چهل کیلومتر به آمل مانده بود که وی قصد سبقت از یک سواری را کرد و به محض اینکه به قسمت چپ جاده متمایل شد اتوبوس از مقابل رسید و این حادثه وحشتناک پیش آمد.من عقب اتومبیل نشسته بودم و پس از تصادف متوجه شدم حال افشین بدتر از ما سه نفر است . چشمان من کم کم دیدش را از دست می داد و به درستی نمی توانستم آنچه را که در اطرافم می گذرد ببینم..."
رضا از ناحیه چشم به شدت آسیب دیده بود و تا دو روز بعد از حادثه از مرگ افشین خبری نداشت...
بهروز برزگر:"کنار دست افشین نشسته بودم. او مرتب از مرگ سخن می گفت ، ترانه مسافرش را چندین بار خواند . گویا می دانست مرگ در چند قدمی اش می باشد . می گفت از تمام فامیل خداحافظی کرده ام . اگر بمیرم خیالم راحت است. دیگر کسی از من گله نمی کند که افشین چرا بی خداحافظی رفتی. وقتی حادثه پیش آمد ، من و افشین به خارج از ماشین پرت شدیم ، مدت ها کنار جاده بودیم . هیچ کس به ما کمک نکرد . همه می آمدند و با کمی مکث به سرعت می گذشتند . گویا مردم از دیدن چهره های خون آلود ما وحشت می کردند . لحظات به سختی می گذشت. قسمت چپ بدن افشین به کلی خرد شده بود..خون زیادی از بدنش می رفت بعد از لحظاتی سخت و کشنده ، یک اتومبیل شورلت به کمک ما آمد . سرنشینان آن ، من و افشین را که حالمان بدتر از دیگران بود سوار کردند و به طرف آمل حرکت دادند . افشین دیگر رمقی نداشت . او فقط به من نگاه می کرد . گویا می خواست با نگاه های خود به من حالی کند بهروز دیدی گفتم زندگی من همین جا تمام شده. من دارم می میرم به آخر خط رسیدم. ولی افسوس که از هیچ کس کاری ساخته نبود . اتومبیل به سرعت جاده هراز را طی می کرد ... خدای من .. افشین ساکت شده بود . او دیگر نگاهم نمی کرد . مثل این که راننده بیخود عجله می کرد . بله همه چیز تمام شده بود . افشین دیگه در این دنیا نبود . در این اثنا آمبولانسی آژیرکشان از راه رسید و من و افشین را تحویل گرفت ..."
13 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 41 دقيقه قبلاینجا،بغض در گلوی بهروز می شکند و غم از دست دادن دوست عزیزی چون افشین چشمانش را خیس می کند . او به پای شکسته خود توجهی ندارد . بهروز فقط از افشین حرف می زند و این که چطور راحت و آسوده جلوی چشمان او جان داده است...
محمد شاه نوری:صورتش به شدت آسیب دیده و لبانش پاره شده است. او هم از مرگ افشین اطلاعی ندارد .می گفت" خداکنه حال افشین خوب بشه . اون حالش خیلی بد بود . مثل این که می دونست اتفاقی می افتد . وقتی بین راه برای صرف غذا به کافه ای رفتیم به گارسون گفت دعا کن ما به سلامت برگردیم قول میدم شب عروسیت تا صبح بخونم.افشین آنقدر از مرگ و پیشامد حرف می زد که یکبار به او گفتم : چرا اینقدر از مرگ حرف می زنی ، بذار این چند روزه را خوش باشیم . حالام خیلی دلم می خواد بدونم حالش چطوره ، شما از اون اطلاعی ندارید. هنوز آمل هست یا آوردنش تهران؟"
13 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 41 دقيقه قبلبیچاره محمد نمی دونست جنازه افشین را به تهران آوردند و صبح در بهشت زهرا به خاک سپردند.
اما از زبان منیژه ۱۹ ساله-همسر دوم افشین-شرح حالش بعد از حادثه مرگ افشین خواندنی است:
"روزی که من به بیمارستان رفتم مرتب به من تلفن می کرد . می گفت بالاخره مسافر من آمد یا نه ؟ آنقدر بی تابی کرد تا دخترش مینو به دنیا آمد . آن وقت آرام شد. به من می گفت صبر کن برات یه آپارتمان خوب می خرم.با هم می ریم اونجا.جشن مفصلی می گیریم و با هم عروسی می کنیم آن وقت من پاهایش را بغل می کرد و می گریستم. شب آخری که زنده بود به من تلفن کرد و گفت منیژه جان : مینو رو بیار جلوی تلفن. بگذار صدایش را بشنوم . می خوام برم شمال . دلم بی تاب است . شاید برنگردم .شاید دیگر تو و دخترم را نبینم . فریاد زدم چرا؟ پس نرو ، ترا خدا نرو .صدای گرمش تو تلفن پیچید. دیوانه،نترس!برمی گردم و بعد آرام خواند: عمر این سفر کوتاه کوتاهه..."(اشاره به ترانه افشین:روزى كه مى خواستم از شهرمون برم، پيش هزاران چشم تو گريه مى كردى، مى گفتنى با حسرت ديگه برنمى گردى، گفتم كه عمر اين سفر كوتاه كوتاهه، گفتى كه ياد من هميشه با تو همراهه، گفتم مبادا جاى من را ديگرى گيرد، گفتى كه منتظر نشستن آخرين راهه)
ترانه "گل افشین" را همگان با صدای کیوان پس از مرگ افشین به یاد دارند.این ترانه را می توانید هم اکنون در آخرین کاست و سی دی منتشرشده افشین(با مجوز رسمی وزارت ارشاد) در بازار موسیقی ایران بیابید.
اما جزئیات ساخت این اثر را به نقل از مجله جوانان امروز آن زمان در زیر بخوانید:
13 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 41 دقيقه قبلدر زمانی که مراسم چهلمین روز درگذشت خواننده فقید افشین مقدم برگزار می شد اعلام گردید نوار مخصوصی که یادآور خاطره دردناک و غم انگیز از مرگ ناهنگام این خواننده می باشد به زودی منتشر می شود . و دوستان هنرمند افشین ، ناصرچشم آذر ، امیرخسته و کیوان این نوار را تدارک دیده و بوسیله کمپانی آپولون منتشر می کنند. ناصر چشم آذر بر اساس آهنگ معروف زمستون و تغییراتی در ملودی ها یک آهنگ ساخته که با شعر امیرخسته و صدای کیوان یار دیرینه افشین ارائه می شود. این آهنگ با افکت ، راه رفتن ، سوار اتومبیل شدن ، حرکت ، خواب ، تصادف، صدای قلب، مرگ و سرانجام سکوت شب و آنگاه سحرگاه حادثه خونین ، قبرستان و به خاک سپردن افشین همراه است. در این آهنگ بعد از صدای کر ، کیوان با آوای غمگین در رثای مرگ دوست از دست رفته اش می خواند و بعد هم همه آهنگهای افشین با صدای زنگدار و غمگین او به گوش می رسد. در پایان نوار ویگن اپراتور معروف با مونتاژی از همه آهنگهای افشین کلام خداحافظ را با صدای افشین که در حقیقت خداحافظی ابدی این خواننده جوان است به گوش دوستدارانش می رساند کمپانی آپولون که این نوار را تهیه کرده اعلام کرده است در فروش نوار خانواده افشین را سهیم داشته و منوچهر بیبیان می گوید آرزو دارم این نوار و ابتکار ما بتواند برای همیشه نام افشین را در خاطره ها باقی گذارد.
زمستون تن عریون باغچه چون بیابون
13 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 37 دقيقه قبلدرختا با پاهای برهنه زیر بارون
نمیدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون
زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه
بهار زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشن انتظاری
گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون
گلهای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی ببینی تلخ روزای جدایی
چه سخته چه سخته بشینم بی تو با چشمای گریون
بشینم بی تو با چشمای گریون
بشینم بی تو با چشمای گریون
روحش شاد و یادش گرامی...



13 سال و 10 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 37 دقيقه قبل