دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست / گر «امید وصل» باشد همچنان دشوار نیست / خلق را بیدار باید بود از آب چشم من / وین عجب کان وقت می‌گریم که کس بیدار نیست ... !/

1391/10/08 - 19:06 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

نوک مژگانم به سرخی بر بیاض روی زرد
قصه ی دل می‌نویسد حاجت گفتار نیست

بی‌دلان را عیب کردم لاجرم بی‌دل شدم
آن گنه را این عقوبت همچنان بسیار نیست


ای نسیم صبح اگر باز اتفاقی افتدت
آفرین گویی بر آن حضرت که ما را بار نیست

بارها روی از پریشانی به دیوار آورم
ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست


ما زبان اندرکشیدیم از حدیث خلق و روی
گر حدیثی هست با یارست و با اغیار نیست

قادری بر هر چه می‌خواهی مگر آزار من
زان که گر شمشیر بر فرقم نهی آزار نیست

احتمال نیش کردن واجبست از بهر نوش
حمل کوه بیستون بر یاد شیرین بار نیست

سرو را مانی ولیکن سرو را رفتار نه
ماه را مانی ولیکن ماه را گفتار نیست

گر دلم در «عشق» تو دیوانه شد عیبش مکن
بدر بی نقصان و زر بی عیب و گل بی خار نیست


لوحش الله از قد و بالای آن سرو سهی
زان که همتایش به زیر گنبد دوار نیست

دوستان گویند «سعدی» خیمه بر گلزار زن
من «گلی» را دوست می‌دارم که در گلزار نیست!

سعدی

13 سال و 8 ماه و 22 روز و 3 ساعت و 3 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)