دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

1391/10/26 - 03:00 در برای مخاطب
3 ديدگاه
°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦°

یه شب نشسته بودم...زیر یه خَروار ....

یهو یه صدای اومد...یکی داشت در میــــــــزد...

در ِ ...

همون کسی بود که همیشه منتظرش بـــودم...

یه جعبـــــه دستش بود...با ِ قرمـــــز...

گفت :این یـــه هدیه اس... بدون و بــــاش...

در جعبه رو که باز کردم رو دیــــــدم...

تمام ِ وجودم پُر از شد...پُر از نـــــور ِ ...پُر از ...

و ....

تو یه از ...

13 سال و 8 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 41 دقيقه قبل
aynor

آخـــــــ فدای ِ مهـربـونیـــاتــــــــــــــــ

دوستت دارم

13 سال و 8 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 40 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)