دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حقیقت دارد تو را دوست دارم! در این باران می خواستم تو٬ در انتهای خیابان نشسته باشی من عبور کنم٬ ...

1391/11/10 - 21:01 در اشعار فارسی
5 ديدگاه
آناهیتا

حقیقت دارد
تو را دوست دارم!
در این باران
می خواستم تو٬
در انتهای خیابان نشسته باشی
من عبور کنم٬
سلام کنم٬
لبخند تو را در باران می خواستم
می خواهم
تمام لغاتی را که می دانم برای تو
به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در آینه نگاه کنم.
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را٬
امروز نگویم!
خانه را برای تو آماده کنم٬
برای تو یک چمدان بخرم٬
تو معنی سفر را از من بپرسی.
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم٬
تا زنده شوم!*

احمدرضا احمدی

13 سال و 7 ماه و 21 روز و 19 ساعت و 21 دقيقه قبل
آناهیتا

@فوژان کاش تو این بارون تو این روز های دلتنگی...تو این روزهای پر از حس های مبهم...لحظات دلگیر کنارم بودی...

13 سال و 7 ماه و 21 روز و 19 ساعت و 15 دقيقه قبل
فوژان

فدات شم مهربونم

کاش میشد پیش هم باشیم

13 سال و 7 ماه و 21 روز و 19 ساعت و 11 دقيقه قبل
آناهیتا

خدا نکنه عزیزم...

تو بد شرایطی ام...نمیشه حرف هم زد...نمی دونم چی میشه...هنگ هنگم...

13 سال و 7 ماه و 21 روز و 19 ساعت و 7 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)