دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه بار سوم دبستان بودم (من چقدر از سوم خاطره دارم ) یکی از این انگشتر نگین آبی مشهدی بود که 3 جفت 100 تومن بودا از اونا داشتم بعد میخواستیم بریم پارک با کلی ذوق اومدم دستم کنم تنگ بود ولی زوری دستم کردم و دیگه در نیومد منم به کسی نگفتم و رفتیم پارک بعد رفتم توی سرویس بهداشتی پارک که با مایع دستشویی درش بیارم مایع نداشت رفتم اون یکی سرویس بهداشتی اونم همینطور بود بعد هیچی دیگه تا عصر بازیهامونو کردیم و بازم به کسی نگفتم رسیدیم خونه اولین کاری که کردم رفتم دم دستشویی مایع زدم ولی دیگه انگشتم باد کرده بود در نمیومد منم اومدم نشستم بازم به کسی نگفتم بعد یه ربع دوباره رفتم مایع زدم بازم در نیومد مامانم بهم گفت محمد تو چقدر میری دستشویی مریض شدی ؟ گفتم نه بعد انگشتم را بهش نشون دادم که تقریبا 2-3 برابر شده بود و قرمز مامانم ترسید ولی نزدیک اومدن بابام بود صبر کردیم تا اومد بعد بابام چون تراشکار بود رفت سنگ فرز را آورد و با سنگ آروم آروم انگشتر را برید هر وقت دستم داغ میشدیه کاسه آب کنارم بود که دستمو میزدم توش و آخرشُ با قیچی آهن بر بریدش

1391/11/20 - 00:26 در خاطرات

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)