دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مادر اسمم را الهه گذاشت. الهه را دوست داشت. پدر فروغ دوست داشت. چشم که باز کردم نیمی الهه بودم و نیمی فروغ. این کشمکش اسم ها همیشگی اند بانو اما... اما الهه ی وجودم همشه به فروغ وجودم رشک می برد. نه به خاطر سلیقه ی پدر نه! الهه را بیشتر دوست داشتم چون از دهان مادر بیرون آمده بود و فروغ را دوست داشتم چون در تنهائی هایم همیشه در قلبم در دست هایم ورق ورق خودت را شیرین می چکاندی. بانو نمی دانی چقدر تنهائی هایم مدیون تواند...

1391/11/24 - 14:27 در اشعار فارسی
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)