دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دارم ازتون خداحافظی میکنم مهربانان..

1391/12/01 - 19:34
8 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

نمی دونم کجا می رم و برای چی



فقط می دونم من با همه شما فرق داشتم



شما از عشق نوشتین از زندگی از امید و من از تنهایی نوشتم . غم و غصه و ....



شما مهربان بودین و من یه خسته



خسته ام و خیلی خسته ام



به عمق خستگی خدا از دست من .



افسردگی شدیدی گرفته ام و همه چیز رو گم کرده ام حتی خودم رو و اسمم رو



نمی دونم کجا می رم شاید سر بذارم به بیابون...



عین شعرهام میخوام بمیرم چون دیگه لذتی نمی بینم توش موندنم



می خوام برم تا ناکجا اگه برگشتم که مجبورید تحملم کنید با مرگ واژه هام اگه برنگشتم فاتحه ای بفرستین برام



امشب خیلی شب سختی واسم هست



نمیدونم چطور دل بکنم از شما



وقتی به شما فکر میکنم لبخندی میزنم



اما زمانی که به یاد جدایی از شما می افتم , غم مثل طناب دار دور گردنم حلقه میزنه



همیشه تو قلبم میمونید



با شما زندگی کردم



معنای انسانیت و عشق و محبت و از شما یاد گرفتم



یه روزی شاید برگردم



دیگه وقت رفتنه



نمیدونم چی باید بگم



فقط میگم اگه بهتون بدی کردم رو حساب نامردیم نزارین



اخه اون موقع فکر میکردم کار درست و انجام میدم



تو این مدت نخواستم کسی ازم ناراحت بشه



اما به هر حال ادمی دیگه



من و ببخشین



خیلی دوستتون دارم



فراموشم نکنین



یه روز باز میگردم



تا اون روز سایه تون کم نشه



یا حق

13 سال و 7 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 43 دقيقه قبل
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

شما را به جای همه ی کسانی که می شناخته ام ... دوست می دارم



شما را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ... دوست می دارم



به خاطر صدای باران که زیباترین اهنگ زندگیم بود...



و برفی که آب می شود و برای نخستین اشنایتمان ...



شما را به خاطر دوست داشتن ... دوست می دارم ...



شما را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم ... دوست می دارم ...



خداحافظ دوستان من ...



خدا حافظ مهربانان...



قطره هایی که روی گونه هایم می لغزند اشک نیست...



دیشب ...



خاطرات با شما بودن را در کوچه قدم میزدم...



باران بارید...



من رو به آسمان کردم...



باران در چشمانم بارید...



این قطره ها را چشمانم برای شما از باران امانت گرفت...



تا امروز با تمام تنهایی ام به شما هدیه کنم...



این قطره ها سهم شما از باران دیشب است...



اگر گونه هایم سرخ شده اند...



اگر می لرزم...



به خاطر سوز سرمای غربتی است که در دوری از شما دیده ام...



من فراموشتان نمی کنم...



خداحافظ دوستان من ...



خداحافظ مهربانان...

13 سال و 7 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 42 دقيقه قبل
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

علـــــــــــیرضــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا؟؟؟؟

13 سال و 7 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 39 دقيقه قبل
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

دعوتت می کنم امشب ..به نبودنم ...به یادم...

تو یه دنیارو دادی به من ....

من به تو خاطره دادم

دعوتت می کنم امشب به دلی که بی تو سرده ...

به یه قطره اشک ...به هق هق


پر پر حادثه مانده سهم من

سهم من بغض دقایق

دعوتم کن که بسوزم توی شک

دل بریدن

خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

کی بود که برگشت

سایه تو

یا دل من.....

13 سال و 7 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 40 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)